معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - پرسش از شما پاسخ از ما
پرسش از شما پاسخ از ما
پرسش از شما پاسخ از ما
اطاعت والدين ، امرونهى والدين
علت فساد و بدحجابى ، سوء استفاده از حقوق زناشويى
فرستادن صلوات l وجود جن ، كار ناپسند و نيت خير
علاقه مندى به غير همسر ، سيد و عام ، نماز نخواندن پدر و مادر
با سپاس و تشكر از عزيزانى كه با ارسال نامه, سؤالات و مشكلات تربيتى, روحى, خانوادگى و مسائل مذهبى و اعتقادى خود را مطرح مى كنند, گفتنى است از آن جا كه طرح همه مطالب شما در اين بخش ميسور نيست, تنها به مواردى از آنها كه عموميت داشته و اهميت بيشترى دارند, مى پردازيم.
اطاعت والدين
روح الله سورانى, شماره اشتراك١٠٢٤٥, از شهركرد
پرسش: اطاعت پدر و مادر تا چه حدّ بر فرزند لازم است؟ آيا پدربزرگ و مادر بزرگ هم حكم پدر و مادر را دارند؟
پاسخ: اطاعت از پدر و مادر و اجداد و جدات (پدر بزرگ و مادر بزرگ) تا آن جا واجب است كه دستور به گناه و خلاف شرع ندهند. امر پدر و مادر در محرّمات تأثيرى ندارد; همچنين نهى آنان در واجبات قابل اطاعت نيست؟ مثلاً به فرزندشان دستور بدهند نماز واجب را نخوان يا شرب خمر كن. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: (لاطاعة لمخلوق فى معصية الخالق;١ اطاعت از مخلوق (هركس كه باشد) در انجام معصيت الهى پذيرفتنى نيست.) در غير اين دو صورت, يعنى در مستحبات, مكروهات و مباحات, اطاعت از پدر و مادر در صورتى كه باعث زحمت اولاد نشود, لازم است. قدر مسلم از وجوب اطاعت پدر و مادر و جد و جدّه مواردى است كه مخالفت نمودن با آنها ـ در صورتى كه امر به گناه نكرده باشند ـ موجب اذيت و ناراحتى ايشان گردد, در اين صورت مخالفت با ايشان حرام و گناه كبيره است, چون مصداق حقيقى عقوق والدين است; مثلاً هرگاه فرزند بخواهد سفر غير واجبى برود و والدين به دليل ترس از رسيدن ضررى به وى يا به دليل شدت علاقه, او را از مسافرت نهى كنند, به طورى كه اگر مخالفت كند و به سفر برود, ناراحت و آزرده خاطر مى شوند, در اين صورت, سفرش حرام و معصيت خواهد بود; ولى اگر سفر تجارى و تحصيلى باشد كه ضرورت زندگى ايجاب مى كند, نهى آنان مؤثر نيست.
خلاصه هر موردى كه مخالفت با والدين سبب اذيت آنان شود, حرام است, مگر اين كه اطاعت از آنان در اين نوع موارد موجب عسر و حرج يا ضرر مالى و معنوى بر فرزند شود; مثلاً اگر پدرى به فرزندش دستور دهد همسرت را طلاق بده يا كار و كاسبى ات را بدون دليل موجه تغيير بده يا دخترش را از شوهر كردن و پسرش را از ازدواج نهى كند, در صورتى كه ترك شوهر يا ترك ازدواج براى او حرج و يا ضرر داشته باشد, اطاعت ايشان واجب نيست.٢ بنابراين اطاعت از پدر و مادر و جد و جده واجب است به دو شرط:
١. اطاعت از آنان باعث معصيت الهى نشود;
٢. اطاعت باعث عسر و حرج (زحمت و مشكل) و ضرر نشود.
امر و نهى والدين
پرسش: امر و نهى پدر و مادر تا چه حدّى بر انسان واجب است؟ آيا اگر باعث اذيّت آنان نشود, واجب مزبور به جا آورده شده است؟
پاسخ: كارى كه موجب تأذّى والدين شود و بر فرزند واجب نبوده باشد, بايد آن كار را مرتكب نشود يا از پدر و مادر مخفى دارد يا آنها را راضى كند, ولى اطاعت آنان به عنوان اطاعت والدين وجوبى ندارد (بلكه اذيت آنان حرام است).٣
علت فساد و بد حجابى
بى بى طاهره پور كبابى, شماره اشتراك٧١٢٨, از تفت
پرسش: آيا مى توان گفت علت گسترش فساد و بد حجابى پس از انقلاب اسلامى ايران فقط تهاجم فرهنگى بوده است؟ آيا مى شود روزى بد حجابى در ايران از بين برود؟
پاسخ: فساد و بد حجابى و ديگر مفاسدى كه در كشور ما گسترش يافته, معلول عواملى است:
١. فرهنگ مبتذل به جا مانده از دوران شاهنشاهى, يكى از عوامل بدحجابى در دوران كنونى است. متأسفانه در دوران قبل از انقلاب و به ويژه در زمان رضاشاه, فساد و بى حجابى بيداد مى كرد. اگر دختر يا زنى مى خواست محجبه باشد, مورد تهاجم مأموران رژيم قرار مى گرفت, اما با ظهور انقلاب اسلامى ايران, بسيارى از فرهنگ هاى نادرست در سايه عظمت انقلاب رنگ باخت. با وجود اين, باقى مانده اين گونه افكار غربى هنوز در جامعه وجود دارد. متأسفانه مسئولان و دست اندركاران فرهنگى كشور تدبير حكيمانه اى نينديشيده اند و حتى بعضى با اعمال نارواى خود, اين فرهنگ غير اسلامى را شيوع داده اند.
٢. تهاجم فرهنگى غرب نيز از عوامل گسترش فساد در جامعه است. ورود انواع سى دى ها و فيلم هاى مستهجن, شبكه هاى ماهواره اى, اينترنت, تصاوير گوناگون زنان, داستان ها و رمان هاى جنسى و هزاران نمونه ديگر كه متأسفانه در جامعه ما به فراوانى يافت مى شوند, از جمله ابزارهاى تهاجم فرهنگى غرب است كه روز به روز بر حجم آن افزوده و شدت پيدا مى كند.
٣. شهوت رانى و شهوت پرستى نيز زمينه ساز فساد و بى حجابى در جامعه امروز ماست, كه اگر كنترل و تعديل نشود, بسيار زيان بار خواهد بود. اميرالمؤمنين على(ع) فرمود: (اشجع الناس من غَلَبَ هواه;٤ شجاع ترين مردم كسى است كه بر هواهاى نفسانى اش غلبه كند.)
و نيز در حديث ديگر مى فرمايد: (غالب الشهوة قبل قوّة ضراوتها فانها ان قويت ملكتك واستقادتك ولم تقدر على مقاومتها;٥ پيش از آن كه تمايلات نفسانى به تندروى عادت كنند, بر آنها غالب شو, زيرا اگر تمايلات سركش در تجاوز و خودسرى نيرومند شوند, فرمانرواى تو خواهند شد و تو را به هر سو كه بخواهند مى برند, در نتيجه قدرت مقاومت در برابر آنها را از دست خواهى داد.)
سوءاستفاده از حقوق زناشويى
پرسش: با مردانى كه پس از ازدواج از حقوق و اختياراتى كه اسلام به آنها داده سوءاستفاده مى كنند, چه بايد كرد؟
پاسخ: درست است كه مردها حقوق و اختياراتى در اداره خانه و خانواده دارند, اما معناى مديريت, ديكتاتورى و زورگويى و بد اخلاقى نيست. هر مديرى كه زورگويى كرده و به ناحق عمل كند در واقع مديريت نكرده است, زيرا در نهاد مديريت, عمل به حق و صواب و برخورد صحيح و منطقى و عادلانه نهفته است. از اميرالمؤمنين(ع) نقل شده: (من استبد برأيه هلك;٦ هركس خودمحور و مستبد باشد و بخواهد فقط حرف خود را به كرسى بنشاند, هلاك مى شود و به نتيجه نمى رسد.)
مدير عاقل كسى است كه نيمى از وجودش, تحمل و نيم ديگرش چشم پوشى و تغافل باشد. على(ع) مى فرمايد: (العاقل نصفه تحامل و نصفه تغافل.)٧
پيامبر(ص) فرمود: اعقل الناس أشدهم مداراة للناس وأذلّ الناس من أهان الناس;٨ خردمندترين مردم كسى است كه بيش از همه با مردم مدارا كند و ذليل ترين مردم كسى است كه به مردم اهانت كند.)
زن و شوهرى كه با هم زندگى مى كنند, بايد با يكديگر سازش كنند, زيرا هركسى داراى عيب و نقص است و تمام كمالات در يك نفر جمع نمى شود; بنابراين آنچه مهم است اين است كه زن و شوهر نواقص و كمبودهاى يكديگر را در زندگى دخالت ندهند, زيرا در سايه محبت و گذشت و يك رنگى بسيارى از نواقص و كمبودها محو مى شوند.
مرد و زن بايد نيمى از زندگى را بر تغافل و ناديده گرفتن و خونسردى بگذارند و نيمى را تحمل كنند. معناى اين جملات آن نيست كه اشخاص نبايد عيوب خود را برطرف كنند; وظيفه هركس اين است كه عيب هاى خود را بشناسد و آنها را برطرف كند. امام على(ع) فرمود: (من نَظَرَ بعيب نفسه اشتغل عن عيب غيره; كسى كه به شناخت عيوب خود بپردازد, از عيب ديگران باز مى ماند.)
اگر شما عيبى از همسرتان مشاهده كرديد, با زبانى نرم به او تذكر دهيد و اگر به حرف شما توجه نمى كند, از كسانى كه محبوب و مورد احترام او هستند, كمك بگيريد. البته بايد متوجه باشيد كه گاهى ديگران از مسائل و مشكلات زندگى شما اطلاع ندارند و ممكن است تذكر آنان نتيجه معكوس بدهد. اصولاً افشاى عيبى كه ديگران نمى دانند, حرام است.
بعضى خانم ها مى توانند با برخوردهاى جالب و استفاده از پوشش زيبا و آرايش مناسب در خانه, شوهر را مطيع خود گردانند; چنانچه بعضى آقايان نيز با مهربانى و محبت مى توانند به طور غير مستقيم عيب ديگرى را برطرف كنند.
فرستادن صلوات
محمدعلى رجب زاده, شماره اشتراك
پرسش: چرا با شنيدن نام پيامبر(ص) يك صلوات مى فرستيم, ولى با آوردن اسم امام خمينى(ره) سه صلوات؟
پاسخ: درود و صلوات بر پيامبر(ص) و آل پيامبر& بسيار ثواب دارد. در روايت آمده است كه پيامبر(ص) فرمود: (من صلى على محمد و على آل محمد مأة مرة قضى الله تعالى له مأة حاجة;٩ هركس صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد, خداوند يكصد حاجت او را برآورده مى كند.)
و نيز فرمود: (هركس يك صلوات بر من بفرستد, خدا ده درود بر او مى فرستد و ده گناه از او پاك مى كند و ده درجه او را بالا مى برد.)١٠
در قرآن آمده است: (ان الله وملائكته يصلون على النبى يا أيها الذين آمنوا صلوا عليه وسلّموا تسليما; (خدا و ملائكه اش بر پيامبر درود مى فرستند. اى مؤمنان, بر او درود و سلام بفرستيد.)
هنگام شنيدن نام پيامبر(ص) مى توانيم بيش از يك صلوات بفرستيم و اگر كسى بخواهد بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مثلاً صد صلوات بفرستد مطلوب است و كسى نگفته با شنيدن نام پيامبر بايد يك صلوات فرستاد.
صلوات فرستادن به هر دليل و انگيزه كه باشد, مطلوب است, مگر اين كه باطلى تأييد شود; مثلاً شخص گمراهى حرفى بزند و ما براى تأييد او صلوات بفرستيم يا الله اكبر بگوييم; اين نوع صلوات ممكن است حرام باشد.
نكته اساسى و مهم اين است كه فرستادن صلوات براى امام خمينى(ره) از مقطع زمانى خاصى شروع شد كه شاه و ساواك دشمنان سرسخت امام(ره) به عنوان رهبر مسلمين بودند و او و طرفداران ايشان را مظلومانه به زندان مى انداختند يا تبعيد مى كردند و يا به شهادت مى رساندند. مردم متدين ايران براى مقابله با شاه و دستگاه ظالمانه او, هنگامى كه نام امام خمينى برده مى شد, به عنوان مبارزه با رژيم طاغوت, سه بار صلوات مى فرستادند. اما بعد از پيروزى انقلاب اسلامى براى مقابله با استكبار جهانى و كسانى كه با ولايت فقيه مخالف بودند, اين رسم ادامه پيدا كرد. در واقع اين نوع از صلوات حامل پيامى است كه به مخالفان داده مى شود.
از طرفى صلوات فرستادن براى امام خمينى(ره) در واقع براى حضرت محمد(ص) و آل اوست و براى ايشان نيست.
وجود جن
حسين سليمى, شماره اشتراك٦٠١٦, از خاكعلى
پرسش: آيا جن واقعيت دارد؟ اگر واقعيت دارد, چگونه موجودى است؟
پاسخ: به تصريح قرآن مجيد, روايات اسلامى, تجربه پيشينيان و كسانى كه جن را تسخير مى كنند, جن يكى از موجودات حقيقى و واقعى جهان است كه در شرايط عادى براى انسان قابل ادراك حسى نيست. در قرآن نيز سوره اى به نام جن وجود دارد كه اين نشان دهنده وجود جن در هستى است.
آيات و روايات, مشخصاتى را براى جن ذكر كرده اند كه ذيلاً بيان مى نماييم:
١. جن, موجودى است كه از شعله آتش آفريده شده, برخلاف انسان كه از خاك آفريده شده است. (جن را از شعله هاى مختلف و متحرك آتش خلق كرد).١٣
انسان از خاك آفريده شده است, اما از نظر ظاهر, خاكى در بدن او نيست. جنيان نيز از عصاره آتش خلق شده اند, كه بر اثر تجزيه و تحليل به شكل نطفه جنيان درآمده و زاده شده اند و آتشى در پيكره لطيف و نامرئى آنها نمى باشد. حكما در تعريف جن گفته اند: موجوداتى هستند كه به شكل هاى گوناگون مى توانند تجسم پيدا كنند, حتى به شكل سگ و خوك درمى آيند. در مقابل, ملائكه الهى هستند كه جز سگ و خوك به اشكال ديگر تغيير پيدا مى كنند.
٢. داراى علم و ادراك, تشخيص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال هستند; چنانچه قرآن از زبان جنيان نقل مى كند: (ما از قرآن آيات عجيبى شنيديم, كه به راه راست هدايت مى كند, پس ما به آن ايمان آورده ايم و هرگز كسى را شريك پروردگارمان قرار نمى دهيم.)١٤
٣. مثل انسان مكلف هستند. به همين دليل قرآن در مقام تحدى مى فرمايد: (اگر جن و انس اجتماع كنند بر اين كه مثل قرآن كتابى بياورند, نمى توانند. در جاى ديگر مى فرمايد: (هنگامى كه هدايت قرآن را شنيديم, به آن ايمان آورديم, و هركس به پروردگارش ايمان بياورد نه از نقصان مى ترسد و نه از ظلم.)١٥
٤. گروهى از آنان مؤمن و گروهى كافرند: (ميان ما افرادى صالح و افرادى غير صالح اند و ما گروه هاى متفاوتى هستيم.)١٦
٥. داراى حشر و نشر و معادند: (گروهى از ما مسلمان و گروهى ظالمند. هركس اسلام اختيار كند, راه راست را برگزيده است, اما ظالمان هيزم دوزخ اند.)١٧
٦. قدرت نفوذ در آسمان ها و خبرگيرى و استراق سمع داشتند, ولى بعداً ممنوع شدند: (ما پيش از اين به استراق سمع در آسمان ها مى نشستيم, اما اكنون هركس بخواهد استراق سمع كند, شهابى را در كمين خود مى يابد.)١٨
٧. با بعضى انسان ها ارتباط برقرار مى كردند و با آگاهى محدودى كه به بعضى از اسرار نهانى داشتند, به اغواى انسان ها مى پرداختند: (مردانى از بشر به مردانى از جن پناه مى بردند و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيان شان مى شدند.)١٩
٨. ميان آنها افرادى يافت مى شوند كه قدرت زيادى دارند: (يكى از گردن كشان جن به سليمان گفت: من تخت ملكه سبا را پيش از آن كه از جاى برخيزى, به اين جا مى آورم.)٢٠
٩. آنها قدرت بر انجام بعضى كارهاى مورد نياز انسان را دارند: گروهى از جن نزد سليمان به اذن پروردگار كار مى كردند و براى او معبدها, تمثال ها و ظروف بزرگ غذا تهيه مى كردند.)٢١
١٠. خلقت آنها روى زمين قبل از خلقت انسان ها بوده است: (ما انسان را از گل خشك, از لجن بدبو آفريديم و جن را پيش از آن از آتش گرم و سوزان خلق كرديم.)٢٢
١١. هدف از خلقت آنها (مانند انسان) عبادت خدا و به تكامل رسيدن است: (من جن و انس را نيافريدم جز اين كه عبادتم كنند.)٢٣
١٢. از آيات قرآن استفاده مى شود كه انسان برتر از جن است, به دليل اين كه اكثر پيامبران الهى و تمام پيامبران اولوالعزم از انسان ها برگزيده شدند,٢٤ و جنيان به پيامبر اسلام كه از نوع بشر بود, ايمان آوردند,٢٥ آنها مسخّر حضرت سليمان بودند.٢٦
١٣. شيطان (ابليس) از طايفه جن است: (به فرشتگان گفتيم براى آدم سجده كنيد. آنها همگى سجده كردند جز ابليس كه از جن بود.)٢٧
١٣. ازدواج و توالد و تناسل دارند: (هيچ انس و جنى پيش از ايشان با آنها (حوريان بهشتى) تماس نگرفته است.)٢٨
١٤. آنها انسان ها را مى بينند, ولى ما آنها را نمى بينيم: (شيطان و هم جنسانش شما را مى بينند و شما آنها را نمى بينيد.)٢٩
١٥. گاهى به صورتى متمثل شده و خود را به انسان نشان مى دهند: (لشكريان سليمان از جن و انس و پرندگان نزد او جمع شدند.)٣٠
١٦. شيعه و غير شيعه دارند. امام باقر(ع) به ابوحمزه ثمالى فرمود: (كسانى را كه ديدى, گروهى از شيعيان جن بودند.)٣١
ممكن است گاهى برخى از انسانها مورد آزار و هجوم يك جن شرير قرار گيرند و به اصطلاح جن زده شوند. مرحوم علامه طباطبائى در اين مورد در ذيل آيه ٢٧٥ سوره بقره مى فرمايد: (پاره اى از جنون ها مستند به مسّ (تماس) جن مى باشد.)٣٢
١٧. آنان نيازى به مركب ندارند و با قدرت و نيروى خدادادى به هر كجا كه بخواهند مى توانند بروند; چنانچه براى استراق سمع به آسمان ها مى رفتند ولى به وسيله شهاب ثاقب تعقيب مى شوند.
كار ناپسند و نيت خير
ليلا ميرشكاران, شماره اشتراك٢١١٢, از داراب
پرسش: اگر شخصى كسى را مجبور به كارى عليه ديگرى كند كه به ظاهر بد است ولى نيت او خير باشد, چه حكمى دارد؟
پاسخ: سؤال شما بسيار كلى است و روشن نيست مرادتان از كار ناپسند چيست؟ اگر مراد اذيّت كردن يا ضرر رساندن و نظاير آن باشد, حرام شرعى است, گرچه نيّت خير در آن باشد, زيرا تنها نيت خوب داشتن كافى نيست.
به نظر بزرگان در انجام يك كار مطلوب و پسنديده دو چيز لازم است: حسن فعلى و حسن فاعلى, حسن فعلى مربوط به نفس عمل و نتايج حاصل از آن است و حسن فاعلى مربوط به نيّت شخصى است كه آن را انجام مى دهد. بنابراين اگر كارى يكى از اين دو حسن را نداشته باشد, نيكو نخواهد بود.
در اسلام, هدف وسيله را توجيه نمى كند; يعنى نمى توان براى رسيدن به هدف مقدس و متعالى از هر وسيله نامشروعى استفاده كرد.
آورده اند: شخصى كه در ميان عوام مردم از نظر تقوا و ديانت شهره بود, هر از گاهى دو نان از نانوايى و دو انار از ميوه فروشى مى دزديد و به بيماران مى داد و منطقش اين بود كه از نظر قرآن عمل نيك ده ثواب و كار بد يك كيفر دارد; بنابراين با اين كار نُه حسنه در نامه عمل من مى نويسند. امام صادق(ع) به او فرمود: تو به اقرار خودت چهار گناه مرتكب شدى و چون مال مردم را به نام صدقه و احسان به ديگران دادى, نه تنها حسنه اى ندارى, بلكه به عدد هر يك از آنها گناه ديگرى مرتكب شدى. پس چهار گناه ديگر بر چهار گناه اول تو اضافه شد و مجموعاً هشت گناه شد و هيچ حسنه اى هم ندارى.٣٣
امام على(ع) پس از تسلط بر شريعه فرات, از بستن آب به روى دشمن خود معاويه ممانعت مى كند و دست به عمل متقابل نمى زند, با اين كه به هلاكت رساندن معاويه و سربازانش امرى مطلوب به شمار مى رفت, اما بستن آب, يك روش مذموم و ناپسندى بود كه حضرت از آن استفاده نكرد.
علاقه مندى به غير همسر
پرسش: اگر كسى با اين كه ازدواج كرده و همسر دارد به شخص ديگرى علاقه مند باشد, ولى قصد خيانت نداشته باشد چه اشكالى دارد؟
پاسخ: صرف محبت و علاقه قلبى به غير از همسر به حسب ظاهر و عنوان اوليه, از نظر شرع اشكال ندارد, ولى معمولاً اين گونه محبت ها در حد معمول باقى نمى ماند و چه بسا به نگاه هاى معنادار و حرام كشيده شود. وانگهى اگر شوهر احساس كند همسرش به مرد ديگرى نظر دارد, به وى بدبين مى شود, زيرا مردها در اين گونه موارد بسيار حساس هستند و نمى توانند تحمل كنند همسرشان حتى به تصوير مرد بيگانه اى اظهار علاقه كند; چنانچه اگر مردى به زن ديگرى علاقه مند باشد, همين اثر منفى را بر جاى خواهد گذاشت. بنابراين براى پايدارى روابط خانوادگى و حفظ پاكى چشم و دل و جلوگيرى از خطر به گناه افتادن, ضرورى است كه از اين نوع علايق برحذر بود. پيامبر گرامى اسلام(ص) مى فرمايد: (هر زن شوهردارى كه چشمش را از نگاه كردن به غير شوهرش پر كند, مورد غضب شديد پروردگار جهان واقع خواهد شد).٣٤ بنابراين اگر حتى خنده و كلامى خارج از مقررات شرعى باشد, گناه محسوب مى شود.
سيّد و عام
فاطمه خادم زاده, شماره اشتراك٦٧٨٩, از شهرستان بافق
پرسش: چرا بعضى افراد سيّد و بقيه عام هستند؟
پاسخ: كسى كه نسبش به پيامبر و اميرالمؤمنين و عباس (عموى پيامبر) و هاشم بن عبدمناف (كه جدّ اين بزرگواران است) برسد, اصطلاحاً به او سيّد گفته مى شود. سيادت عنوانى است اعتبارى و شخص سيّد با غير سيّد از نظر انسانى و شخصيتى با هم فرقى ندارند و حقوقشان مساوى است.
مسلمانان براى احترام به پيامبر(ص), به خويشاوندان او احترام مى گذارند و آنان را آقا و سيّد مى دانند. در فقه اسلامى احكامى براى سيّدها وجود دارد; مثل اين كه گرفتن زكات واجب بر آنان جايز نيست و به جاى آن, خمس به سادات فقير پرداخت مى شود.
نماز نخواندن والدين
پرسش: آيا نماز نخواندن پدر و مادر در زندگى فرزندانشان تأثيرى دارد؟
پاسخ:نماز نخواندن پدر و مادر, دو اثر وضعى و تربيتى بر فرزندان مى تواند داشته باشد. اثر تربيتى از آن جهت است كه فرزندان معمولاً از اعمال والدين الگوبردارى مى كنند. اگر فرزندان عمل كردن به آداب و وظايف دينى را از ابتدا در محيط خانه مشاهده كنند و با آنها خو بگيرند, در سنين بالاتر انجام اين كارها براى آنان طبيعى و آسان خواهد بود; ولى اگر پدر و مادر خداى نكرده تارك الصلاة باشند, ممكن است اولاد آنها نيز از خواندن نماز سر باز زنند. در اين صورت گناه آنها به حساب خودشان و نيز پدر و مادر نوشته خواهد شد.
گاهى برخى افراد حتى در سنين بالا با اين كه به مبانى دينى اعتقاد دارند, اما در نماز خواندن سستى مى كنند, كه يكى از علت هاى آن مى تواند راحت طلبى باشد. تربيت خانوادگى مثل اين كه پدر و مادر مقيد به نماز نبوده اند, دوستان ناباب و محيط آلوده نيز مى تواند در اين مسئله دخيل باشد.
اثر وضعى از اين جهت است كه هر گناهى, آثار جسمى و روحى خاصى بر انسان مى گذارد. ترك نماز يكى از گناهان بزرگى است كه علاوه بر آثار عمومى, پيامدهاى خاصى دارد. در روايتى رسول گرامى اسلام(ص) پانزده اثر دنيوى و اخروى براى ترك نماز و سبك شمردن آن ذكر كرده اند كه عبارت اند از:
١. كم شدن بركت از عمر; ٢. برداشتن بركت از رزق و روزى; ٣. محو نشانه نيكوكاران از چهره او; ٤. پذيرفته نشدن عمل; ٥. مستجاب نشدن دعا; ٦. بى نصيب ماندن از دعاى نيكوكاران; ٧. مرگ با ذلت; ٨. با گرسنگى مردن; ٩. با تشنگى از دنيا رفتن; ١٠. عذاب قبر; ١١. تنگى قبر; ١٢. تاريكى قبر; ١٣. حساب ذلت آميز در قيامت; ١٤. سخت گيرى در حسابرسى; ١٥. عذاب اخروى.٣٥
بديهى است كه بعضى از آثار مذكور خواه ناخواه گريبانگير فرزندان تارك الصلاة خواهد شد. در حقيقت اين اشخاص از فضاى عطرآگين معنوى و آثار و بركات نماز محروم اند, ولى بايد توجه داشت كه اين آثار وضعى و تربيتى در حد مقتضى عمل مى كند; يعنى فرزندان در صورت انجام وظيفه خود مى توانند با عامل محيط خانوادگى مبارزه كنند و آثار منفى آن را از خود دور سازند, چرا كه خداوند متعال فرزندان را به دليل گناه پدر يا مادر مؤاخذه نمى كند و حتى براى فرزندى كه در شرايط نامساعد خانوادگى به نماز اهميت مى دهد, ثواب دوچندانى عنايت خواهد كرد.